أبو علي سينا

مقدمهء مصحح 21

ظفرنامه ( فارسى )

حكيم او بود ( ؟ ) [ در نسخهء 1610 : . . . عادل خواجهء بزرجمهر را كه وزير بود ] طلب كرد و فرمود كه براى من كتابى پرداز بزرگ و خورد [ چنين ! ] و آسان و مشكل چنانچه درين جهان كار آيد و در آن جهان راه راست نمايد و از بعد من يادگار بماند و عزيز دل‌ها گردد . خواجه بزرجمهر برخاست و بر خواجه ارسطاطاليس « 1 » رفت و گفت اى استاد امروز پادشاه مرا كار عظيم فرموده است كه تجربه در من راه نيافت و عيش مرا منغص گردانيده است . ارسطو گفت [ كدام كار فرموده است ] گفت كتابى فرموده است آسان و مشكل خورد [ چنين ! ] و بزرگ الفاظ خوب و عبارت مرغوب ، چنان چه در هر دو جهان كار آيد و راه راست نمايد [ ارستطاليس گفت ] « 2 » نيكو فرموده است . چند سؤال بر صورت معما دينى [ چنين ! در نسخهء 1610 : معماى از سؤال‌ها ] بايد پرداخت و آغاز مشكل نمايد ، چون فهم شود آسان گردد و الفاظ نيك و بزرگ باشد [ و در كاغذ خورد ( چنين ! ) نوشته شود ] « 3 » فرمود كه سؤال كن ؛ خواجه بزرجمهر سؤال مىكرد و استاد جواب مىداد چون هفته « 4 » بگذشت مرتب كرد پيش ملك برد ، چون پادشاه مطالعه گردانيد [ چنين ! ] بسيار خوشحال شد و فرمود كه اين

--> ( 1 ) . معلوم است كه ارسطو و بزرگمهر همزمان نبوده‌اند و روايت رابطهء استادى و شاگردى آن‌ها بر اساسى نيست ، نيز رش : ايرج افشار ظفرنامه ، نامهء ماهانهء يغما سال 6 ش 9 ص 358 و ح 2 . ( 2 ) . چنين است در نسخهء اينديا آفيس 1610 ( نقل از نسخهء به خط آقاى مينوى ) . ( 3 ) . رش : ذيل صفحهء پيش ؛ ش 4 . ( 4 ) . در نسخهء اينديا آفيس 1610 « هفت روز » .